عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 22

طبقات الصوفية ( فارسي )

او امام يحيى عمار نيز همين روش را داشت و حتى پيش از مرگ ، عبد اللّه نوجوان را براى ادامهء اين راه به جانشينى خويش برگزيد و به مردم معرفى كرد . سعد زنجانى ، انصارى و عبد الرحمن بن منده را كسانى مىداند كه خداوند ، اسلام را با وجود آنان حفظ كرده است 54 . و جامع مقامات او را يكى از مجددين رأس مائة مىداند و مىگويد : « در ميان چهارصد و پانصد دين به وى تازه گشت و سنت مصطفى زنده و بدعت و اهل آن مقهور » 55 مخالفت‌هاى آشكارا و بىباكانهء او با اهل كلام و راى ، به مجالس وعظ و خطابه و تذكير و تفسير او محدود نمىشد ، چند رساله و كتاب نيز در اين زمينه‌ها تأليف كرد كه « اربعين في الصفات » يا « كتاب الاربعين فى دلائل التوحيد » و « ذم الكلام » از آن جمله است . مبناى استدلال در اين كتاب‌ها اثبات گمراهى متكلمان و اصحاب راى براساس حديث‌هاى پيامبر است . بخشى از نظريات او در مورد اهل كلام و فلاسفه و زنادقه در طبقات الصوفية نيز منعكس شده است . او اهل كلام را كسانى مىداند كه نص‌هاى كتاب و سنت را به كنارى مىنهند به علم فلاسفه و بحث و تكلف متوسل مىشوند . و عقل و هواى خويش را بيشتر از كتاب و سنت بهاء مىدهند ؛ و اين كار موجب گمراهى آنان و ديگران مىشود . به اين سبب دانستن علم كلام از نظر او جهل است و سلامت در ترك آن 56 . علت مخالفت او با ابو الحسن اشعرى و پيروانش نيز همين است . ابن رجب برخى از حوادث زندگانى پير هرات را با تفسير آياتى از قرآن منطبق كرده است . چنان كه پيشتر گفته شد شيخ الاسلام پس از بازگشت از محنت اول طى يك سال قرآن را از آغاز تا پايان به صورت فشرده تفسير كرد 436 . نوبت دوم از سال 437 آغاز تا پايان به صورت فشرده تفسير كرد 436 . نوبت دوم از سال 437 آغاز شد در هر دو نوبت تفسير او بيشتر بر شريعت مبتنى بود تا آنكه به آيت « وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ » ( بقره / 165 ) رسيد و سخن از طريقت آغاز كرد . و چنان كه ابن رجب گفته است مدت مديد و مجالس كثيرى در تفسير اين آيت صرف كرد 57 . و همچنين بود روش او در تفسير آيات ديگر ، چنان كه آيت